در نيويورك مي مانم

 

مريم زهدي

 

پل بنجامين استر (Paul Benjamin Auster) در سوم فوريه 1947 در نيوجرسي به دنيا آمد. در اواخر دبيرستان، به اروپا سفر كرد و ايتاليا، اسپانيا و فرانسه را زير پا گذاشت. بعد به آمريكا برگشت و در دانشگاه كلمبيا ادبيات تطبيقي خواند. بعد از مدتي درس را نيمه كاره رها كرد و دوباره به اروپا برگشت. اين بار به فرانسه رفت و ترجمه هايي از ادبيات فرانسه انجام داد. بعد از بازگشت به كشورش بار ديگر به ادامه تحصيل مشغول شد و اين بار ماندگار شد... پل استر هم اكنون بعد از رفت و آمدهاي بسيار و سفرهاي دور و دراز، در بروكلين نيويورك زندگي مي كند. او تصميم خود را گرفته است: در نيويورك بمانم، برايم بهتر است. نمي دانم شايد وقتي ديگر، تصميم ديگري گرفتم. اما فعلا تا آينده اي كه برايم متصور است، هيچ  كجا نمي روم.

استر به بروكلين، به دليل شعرهايي كه در آن سروده شده و شاعراني كه در آن به دنيا آمده اند، علاقة خاصي دارد. و آن قدر اين علاقه به شهر و محل زندگي، استر را احاطه كرده كه تقريبا لوكيشن اصلي اغلب نوشته هايش بروكلين است. اگر ساكن اين شهر باشي، گاهي كه داري سطري از فلان رمان را مي خواني، خود را وسط گزارشي محلي مي يابي؛ جايي در بروكلين امروز، محلي حقيقي كه داري در آن زندگي مي كني. نوشته را مي خواني و از فردا ادامة داستان را در خيابان هاي اطرافت پي مي گيري. اين علاقه، آن قدر قوي است و در آثارش نمود دارد كه حالا شهردار بروكلين، يك روز را در اين شهر به نام استر نام گذاري كرده. شهردار در بيانيه اي به اين مناسبت نوشته: من به نمايندگي از طرف تمام اهالي بروكلين، از پل استر به مثابه والت ويتمن بزرگ امروز، كه شهر محبوب ما را بر صفحة كاغذ آورده و به آن جاودانگي بخشيده است، تقدير مي كنم. . استر مي گويد: بروكلين را نبايد فراموش كرد، به احترام پُل - يكي از اشعاري كه دربارة آن سروده شده - و سابقة تاريخي  فوق العاده اي كه در شعر دارد.

هر قدر كه حرف ها و دلبستگي هاي اين آمريكايي شاعرانه است، كمتر اتفاق افتاده كه خوانندگانش او را به عنوان شاعر بشناسند. استر، هم رمان نويس است، هم شاعر، هم مترجم زبان فرانسه. هم مقاله مي نويسد هم فيلم نامه. يك بار ساختِ فيلم لولو روي پل را با ويم وندرس فيلمساز شهير آلماني شروع كرد، اما به دليل مشكلاتي، از ميانة كار، خود بر مسند كارگرداني نشست. استر به دنياي سياست هم دلبستگي دارد. به قول خودش شايد سمتي كه در انجمن قلم دارد، باعث شده تا مطالعات زيادي دربارة سياست، تاريخ و آمريكا داشته باشد. استر هم مثل مايكل مور از منتقدان جدي بوش است.

اين  همه اما فقط حواشي زندگي اين مرد آمريكايي است. چرا كه او را همواره و هنوز به عنوان يك رمان نويس مي شناسند. رمان نويسي كه تاكنون ده رمان نوشته يا منتشر كرده است؛ جوايز بسياري براي رمان هايش به دست آورده و عمدة شهرتش را مديون همين رمان هايش مي دانند. رمان هايش همواره در دايرة كارهاي پست  مدرن طبقه بندي مي شوند، اما خود نويسنده اصلا لذت نمي برد از اين كه او را يك نويسندة پست مدرن بخوانند. كافكا و ساموئل بكت نويسندگان مورد علاقة او هستند و دن كيشوت كتابِ جاودانه اش. در جايي هم گفته كه وقتي جنايت و مكافات را در 14سالگي خوانده، فهميده كه مي خواهد نويسنده باشد. ميانه اش با منتقدان بد نيست، اما چندان توجهي به حرف هاي آن ها ندارد. معتقد است كه وقتي كتابي را نوشتي، نوشتي و ديگر بايد پرونده اش را بست. هيچ گاه از چيزي كه نوشته، پشيمان نيست و فكر نكرده كه شايد اگر فلان صفحه را فلان جور مي نوشت، بهتر بود. بهتر، همان چيزي است كه نوشته شده!

همشهری جوان ـ شماره ۶۷


فرزانه نزاکتی