چکيده مقاله

موضوع مقاله: رابطه ي تبليغات و توسعه ملي

 از: مركز تحقيقات ،مطالعات و سنجش برنامه اي، مدير گروه پژوهش محمد تقي احمديان

منبع:فصلنامه رسانه

نويسنده مقاله را با ارائه تعاريفي از ارتباط ، انواع ارتباط و اهميت وسايل ارتباطي آغاز مي كند و مي نويسد: با توجه به نقش برجسته ي اين وسايل در انتقال اطلاعات و مبادله ي افكار و انديشه هاي انساني ،عصر كنوني را "عصر ارتباطات" ناميده اند. سپس با اشاره به نقشها و وظايف وسايل ارتباط جمعي ، نقش جنبي رسانه ها را نقش تبليغي آنها مي داند. وي در بررسي آثار اجتماعي رسانه هاي همگاني به اين مهم اشاره مي كند كه: نه تنها پيام رسانه ها بلكه نوع رسانه ها با ويژگي هاي خود بر افراد و نهايتا بر جامعه اثر مي گذارند. در بخش بعدي او با تعريف توسعه، مفاهيم مترادف با توسعه را نو سازي، رشد اقتصادي، صنعتي شدن تعريف مي كند.او سعي دارد رابطه ي رسانه هاي همگاني و توسعه را در قالب نگرشهاي مختلف به ارتباطات و توسعه بررسي كند..

اولين سئوال اين مقاله: رسانه همگاني چگونه مي تواند براي توسعه در مردم انگيزه ايجاد كند؟

 در پاسخ به اين سئوال نويسنده به تعريف مفهوم انگيزش و انگيزه ، نقش انگيزه در توسعه مي پردازد   ودر بررسي نقش رسانه هاي همگاني در ايجاد انگيزه براي توسعه ، معتقد است: قبل از هر چيز مردم بايد توسعه را بشناسند . اطلاعات و انديشه هاي جديد به دست آورند . آنها بايد لزوم تغييرات را در يابند  و در مورد راههاي مختلف ايجاد تغيير ،اطلاعات لازم را داشته باشند . رسانه هاي همگاني به كمك برنامه هاي مناسب ،جذاب و سرگرم كننده مي توانند ارزشها و افكار نوين را به كشور هاي توسعه نيافته انتقال دهند .همچنين وي ذكر مي كند كه از طريق گسترش انديشه هاي عقلايي و منطقي ، بيداري افكار عمومي ،ايجاد روحيه ي تعاون ، بالا بردن سطح آگاهي ،آموزش فنون و حرفه و ... فرهنگ صنعتي را مي توان گسترش داد.در مرحله بعدي وي تغيير ارزشها را در فراگرد توسعه ضروري مي داند.  آموزش و كسب علم، كسب مهارت و تخصص، نوآوري و خلاقيت از جمله ازرشهاييست كه به نظر نويسنده بايد در جهان سوم تبليغ شود.

سئوال دوم اين مقاله: رسانه هاي همگاني چگونه مي توانند به همكاري و مشاركت مردم در امر توسعه كمك كنند ؟

در پاسخ به اين سئوال،نويسنده به بررسي عوامل موفقيت رسانه ها در جلب مشاركت مردم  ميپردازد و بايد و نبايد هايي را در اين زمينه ذكر مي كند.

و اما سئوال آخر اينكه: رسانه هاي همگاني چگونه مي توانند نيازهاي عمومي را با امكانات ملي هماهنگ سازند ؟

در اين زمينه نيز نويسنده به بررسي اجمالي نقش رسانه ها در مصرف و توليد مي پردازد.

اين مقاله با شيوه اسنادي و با كمك بيش از 15 منبع فارسي نگاشته شده و اگرچه به لحاظ ارجاع دهي و استفاده از منابع متعدد قابل توجه است، ديد پوزيتيويستي نويسنده و تكيه بر نظريه هاي علت و معلولي جاي نقد بر آنرا باقي مي گذارد. كما اينكه مي دانيم دوره اثرهاي قدرتمند رسانه ها نيز به پايان رسيده و انتقادات زيادي بر تكيه بيش از حد بر نقش رسانه ها در تغييرات خطي صورت گرفته است. 


فرزانه نزاکتی