خلاصه کتاب

موضوع: نقد کتاب«ایدئولوژی سیاسی و نیروی تبلیغاتی در سینما»، بانظر ابوالحسن علوی طباطبائی، نشر پرهام: تهران، بی تا. 85 صفحه.

از: فرزانه نزاکتی

این کتاب یک تحلیل تاریخی ازسینمای جهان ارائه میکند. نویسنده درفصل اول کتاب، پس ازذکر مقدمه ای درمورد اهمیت بررسی سینما ازدیدگاه سیاسی، به ذکر نخستین فیلمهایی که بااهداف سیاسی وتبلیغاتی درکشورهای مختلف دنیا ساخته شده میپردازد. وی سپس باطرح مسئله جنگهای جهانی وچگونگی بازتاب آنها درسینمای آلمان، فرانسه، انکلستان وآمریکا، محتوای کلی این فیلمها رابطور خلاصه بررسی مینماید. او درادامه به جنگ سرد میان آمریکا وشوروی سابق پرداخته و براهمیت وقدرت سینمای هالیوود درزمینه تولید فیلم بامحتوای ایدئولوژی سیاسی تاکید میکند.

درفصل دوم نویسنده بازتاب ایدئولوژی سیاسی وتاثیرات آنرا برمردم درسینمای کشورهای جهان سوم وآمریکای لاتین بررسی میکند. ازنظر نویسنده چندنوع سینمای سیاسی دراین کشورها وجود دارد. اول آن دسته ازفیلمها که ازبرانداختن سیستم سیاسی موجود حمایت میکند. که تعداد آنها اندک است. دوم فیلمهایی باایده آنارشیستی که تمایل به برهم زدن نظم موجود دارند.

در فصل سوم نویسنده ابتدا برتفکیک فیلمهای آفریقایی ساخت فیلمسازان داخلی وخارجی تاکید میکند. به اعتقاد وی فیلمهای اولیه آفریقایی مرد سفیدپوست قهرمان وسیاهپوست بیرحم یا قهرمان رابه تصویر میکشیدند. امافیلمسازان آفریقایی بتدریج مسائل داخلی مثل مهاجرت، ازخودبیگانگی، اختلاف نژادی و... رامطرح نمودند.

فصل چهارم بانقدی به وضعیت سینمای مکزیک آغازمیشود. نویسنده درادامه به تاریخ تحولات سینمای مکزیک پرداخته وبه نقش سرمایه گذاریهای خارجی درسینمای مکزیک اشاره می کند. وی باطرح مباحثی چون ظهور سرمایه داری ورشد سینمای عامه پسند درمکزیک به نقد سینمایی میپردازد که آنرا ضدانقلابی می خواند ودرپایان نظارت دولت راتنها راه حل ممکن برمیشمارد.

فصل پنجم به بررسی کمی وکیفی سینمای شوروی پس ازانقلاب اکتبر 1919 اختصاص دارد.بگفته نویسنده مضمون اصلی مشترک فیلمهای شوروی، ستیز انسان فردی باانسان جمعی وبازسازی مبارزات انقلابی بوده است. وی دهه 20 را اوج سینمای سیاسی شوروی ودهه 30 که به مرگ استالین انجامید رادوران غم انگیزی برای این سینما توصیف میکند.که دراثر دستورالعملهای حکومتی به سینماگران وایجاد محدودیتهای شدیددر مضامین فیلمها ایجاد شده بود.

فصل ششم کتاب به معرفی اجمالی "ژان لوک گدار" فیلمساز برجسته موج نوی فرانسه وآثار او میپردازد. نویسنده ضمن ستایش گدار مقولاتی چون ضدسکس گرایی،چپ گرایی سیاسی ونمایش جنگ را درفیلمهای وی مورد بررسی قرارمیدهد.

تمام فصل هفتم متن گفتگویی است که"دیوید آوستین" درباره جشنواره کن، تجربیات هنری کوستا گاورا، باوی انجام داده است. پس ازاین گفتگو کتاب بدون نتیجه گیری خاصی بپایان میرسد.

نویسنده در این کتاب ادعاهای بزرگی دربارۀ سینمای سیاسی ومطرح می کندکه نه تنها بسادگی قابل اثبات نیستند بلکه نویسنده هم تلاشی درجهت اثبات آنها نمیکند. این مسئله از همان جملۀ آغازین فصل اول بچشم می¬خورد:«اینکه اساساً سینما وکار فیلمسازی، امری تبلیغاتی وسیاسی است. حقیقتی است غیرقابل انکار». نویسنده این ادعا رابدیهی فرض نموده وقصد ندارد دراین رابطه به ارائه مستندات، استدلال وتحلیل بپردازد.

یک نمونه ازمناقشاتی که دراین مورد وجود دارد رامی¬توان درهمایش«سینمای سیاسی ایران» که سال 1384 دردانشکده علوم¬اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، ملاحظه کرد. "بهروز افخمی" کارگردان ایرانی که دراین همایش حاضر شده بود، بکلی مخالف و منکر وجود سینمای سیاسی شده و مقوله سینما وسیاست را کاملاً ازیکدیگر جدا میدانست. وی معتقد بودسینما تنها یک هنر است که جلوه¬هایی از زندگی مردمان رابه تصویر میکشد.(شرق 24/2/84)

در همین راستا این کتاب، یک نوع دید تقلیل گرایانه نسبت به سینما دارد چنانکه در صفحۀ 33 کتاب آمده است:"سینما وسیاست درواقع یک چیز بیشتر نیست.» بنظر می¬رسد نویسنده تنها کارکرد ایدئولوژیکی وسیاسی برای سینما قائل است. بعنوان نمونه کارکرد سینما را درجهان سوم، تنها آموزش واطلاع¬رسانی سیاسی وتحریک توده¬ها و درمورد سینمای غرب، حفظ نظام سرمایه¬داری وتحمیق توده¬ها عنوان می¬کند.

یک نکتۀ مهم دیگر اینست که نویسنده در این کتاب دو دیدگاه کلی به سینما را با هم آمیخته است. یک رویکرد اساسی به سینما(رویکرد بازتاب)  آنرا بازتاب مسائل موجود در جامعه می¬داند و معتقد است که«سینما آئینۀ تمام نمای جامعه است» و رویکرد مقابل (رویکرد شکل¬دهی)  ، سینما را عاملی شکل دهنده به جامعه میشمارد. نویسنده در پاراگراف اول صفحۀ یک می¬گوید:«هر فیلمی بطور کلی بازتابی است از نظرگاه سیاسی برله یا علیه یک سیستم ایدئولوژیکی که دربطن آن ساخته شده است.» که حاوی رویکرد بازتاب است و در همان پارگراف می¬¬¬آورد:«بدون تردید کلیه فیلمهایی که در معرض نمایش عمومی قرار می¬گیرند. جزئی از طبیعت تبلیغاتی را با خود بهمراه دارند.» تبلیغات که شامل سه مرحله تغییر نگرش، تغییر احساس وتغییر رفتار مخاطب است، حاوی یک نوع دیدگاه شکل¬دهی به افکار عمومی وجامعه است. این دیدگاه بهمین ترتیب درطول فصول ادامه می¬یابد. چنانکه درصفحۀ 16 کتاب آمده است:«فیلمساز.... نماینده ایست که عدسی دوربینش واقعیات عینی موقعیت سیاسی را ... ضبط وتجزیه و تحلیل می¬نماید.»(رویکرد بازتاب) و درهمین صفحه می¬گوید: «سینما ..... می¬کوشد درشرایط ومحیط دخالت کند ودر تغییرشکلها چیز تازه¬ای بسازد.»

بطور کلی دید وتحلیلهای این نویسنده ازاوضاع جهان ودرضمن سینما، کاملاً مارکسیتی است. وی هدف فیلمسازان راعموماً«ثابت نگه داشتن یک نظام سیاسی» ،«جلب اعتماد توده¬ها» ، «ارضای توهمات توده سنت پذیر وفریب خورده» می¬داند واز استعمارزدایی فرهنگی، مقابله با ارزش¬های فرهنگی بورژوازی و استعمارنو بعنوان وظایف فیلمسازی متعهد یادمیکند. این دیدگاه نویسنده وتا حدود زیادی با اندیشه¬های لنین که میگفت« از میان تمام هنرها سینما مهمترین وسیله برای ماست زیرا با توده مردم ارتباط بیشتری دارد.» در چنین دیدگاهی تماشاگران فیلم تحت عنوان«توده¬های منفعل وشکل¬ پذیر" درنظر گرفته میشوند. که میتوان با پخش یک فیلم، اندیشه آنان رابه سمتی سوق داد آنها رابه کاری واداشت این درحالیست که نظریه¬های جدید علوم ارتباطات که به «الگوی اثرهای محدود» معروفند، از جمله نظریه «استفاده و خشنودی»  این نگاه به مخاطب را زیر سئوال برده و معتقدند که مخاطب بر اساس نیازهای خود از میان محتواها و رسانه¬های موجود دست به انتخاب می¬زند.(سورین و تانکارد1381: ص398)

اوهمچنین دیدی ابتدایی راجع به قدرت پیامهای رسانه¬ای دارد. جملاتی ازاین دست «دوربین برای فیلمسازان سلاح، تصویرها و پروژکتور تفنگی است که می¬تواند 24 تصویر در دقیقه شلیک کند.» که در صفحۀ 16 کتاب آمده است، درفصول مختلف کتاب به چشم می¬خورد. اطمینان نویسنده نسبت به اثربخش بودن پیام رسانه¬های جمعی ، مانند نخستین نظریه¬های ارتباطی است که پیام رسانه را همچون محتوای سرنگی یا گلولۀ تفنگی می¬دانستند که بمحض برخورد با مخاطب درمغز وقلب اوفرومیرود و اثرمیکند. اما پس ازگذشت چند دهه این نظریات چنان دچار تحول شدند که متخصصان، نسبت دادن اثری خاص به رسانه¬های جمعی را غیرممکن دانستند.(همان،412)

 موضوع دیگری که نویسنده این کتاب به آن باور دارد، لزوم دخالت دولت در سینمای کشورهای جهان سوم است. وی در صفحۀ 42 کتاب می¬گوید:«می¬توان ادعا کرد که بدون دخالت دول آفریقایی، امید به پیشرفت سینمای ملی وبومی افریقایی نیست.» در چنین پیشنهاداتی معمولاً تأثیر این دخالت در محتوای رسانه نادیده گرفته می شود. درحالیکه وقتی سینما از نظر مالی به دولت وابسته باشد بناچار سیاستها وبرنامه¬های دولت نیز باید سرلوحۀ کارش قرار گیرد. در کشورهای جهان سوم که عموماً حکومتهای استبدادی وغیرمردمی برسرکارهستند، مسلماً دخالت دولتها درامور فرهنگی، بچیزی جز حفظ منافع حکومت و نظام موجود منجر نمی¬شود. در چنین شرایطی همانطور که نظریه پردازان مکتب فرانکفورت معتقدند رسانه ازجمله سینما به یکی از  ابزارهای قدرت تبدیل می شود که دولتها از آن برای حفظ وگسترش حیطه قدرت خود سود میجویند.

کتاب حاضر که بدون شناسنامه، مقدمه ونتیجه¬گیری بچاپ رسیده، مشکلات ساختاری زیادی دارد ارجاع به منابع بطور مشخصی در داخل متن وجود ندارد و معلوم نمی¬شود که تا چه حد از مطالب وام گرفته از منابع و تا چه حد تراوشات فکری نویسنده است. نام اصلی افراد و فیلمها و.... نیز درزیر متن هرصفحه یادر پایان فصل یا کتاب نیامده  است که علاقه¬مندان به تحقیق بیشتر را بامشکل مواجه میکند.

در ضمن، این کتاب ازچاپ مناسبی برخوردار نیست. شکل حروف نازیبا وگاهی بدلیل دستکاریهای پس از چاپ، ناخواناست. کتاب باجلدی نارنجی رنگ بچاپ رسیده که درزمینۀ آن دوعکس از دوفیلم مشهور سیاسی بچشم می¬خورد که با توجه به موضوع کتاب وامکانات چاپ ونشر پیش انقلاب ایران، مناسب است.

این کتاب مشکلاتی نیز در ترجمه و ویرایش جملات دارد. برای نمونه امکان معادل¬سازیهای مناسب¬تری برای برخی کلمات وجود دارد: شخصیت به جای پرسوناژ(ص 11 و 12)، سرمایه¬داری به جای کاپتالیست(ص 13)، نظریه¬پرداز به جای تئوریسن(ص 15) روشمند به جای متدیک(ص20) نقاشی انتزاعی به جای نقاشی آبستره(ص 65) بازخورد به جای بازتاب(ص 85) بسیاری از جملات این کتاب نیز بخوبی ویرایش نشده است. مثلاً جملات و عبارات زیر می¬توانست به این نحو ویرایش شود:

-           "بخش سینماتوگراف ادارۀ اطلاعات ارتش انگلستان به ساختن فیلمهای خبری و مستند جنگی چه در جهت داخل و چه در ماوراء بحار می¬پرداخت": بخش سینمایی ادارۀ اطلاعات ارتش انگلستان، فیلمهای خبری و مستند جنگی را برای پخش در داخل و یا خارج از کشور می¬¬ساخت.

-           "می¬توان فیلمهایی یافت که درآنها تمایلی به آشفته کردن سیبهای چیده شده گاری دستی سیاسی باشد": می¬توان فیلمهایی یافت که در آنها تمایل به بر هم زدن نظم سیاسی موجود دیده می شود.

-           "داوژنکو در سالهای آخرین زندگی خود دیگر فیلمی نساخت بلکه به نوشتن فیلمنامه پرداخته و در سازمان سینمایی مسکو به تدریس پرداخت": داوژنکو در آخرین سالهای زندگی خود دیگر فیلمی نساخت و تنها فیلمنامه نوشت و در سازمان سینمایی مسکو تدریس کرد.

اگر چه محتوای این کتاب بیشتر در حد ادعا و کمتر عملی- پژوهشی است، مطالعۀ آن خالی از لطف نیست. بسیاری از اندیشه¬های مطرح شده در آن، در حال حاضر زیر سئوال رفته اما نمونه¬های بسیاری که از فیلمها و فیلمسازان سیاسی مفصلاً در میان متن آورده شده، می¬تواند در بررسی تاریخی و مقایسه¬ای سینمای سیاسی جهان مفید واقع شود. این کتاب می¬تواند مورد توجه علاقه¬مندان به حوزه¬های سینما و سیاست، ارتباطات و رسانه¬های جمعی، افکار عمومی و تبلیغات قرار گیرد و مطالعه آن برای دانشجویان رشته¬های مرتبط و محققان نیز مفید خواهد بود.

منابع:

1_ سورین و تانکارد(1381)، نظریه های ارتباطات، ترجمه علیرضا دهقان، تهران: دانشگاه تهران

2_ نزاکتی، فرزانه(1384)، غلاف تمام فلزی، در روزنامه شرق، سال دوم، شماره474، تاریخ24/2/84


فرزانه نزاکتی