بازنمایی ارتباطات میان فردی اعضای خانواده در سریال های تلویزیونی ایرانی

به نظر می رسد سریال های تلویزیونی، روابط خانوادگی را به نحوی نامطلوب و ناکارآمد به نمایش می کشند. گویی پرخاشگری، قهر، دروغ، بی اعتمادی، خودمحوری، منفی بافی و ... جزء لاینفک ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر است.

پژوهش شهلا اعزازی (1373) بر روی یکی از سریال های خانوادگی پربیننده سال 1370 (سریال آینه) نشان داد که اکثر روابط خانوادگی در این سریال به صورت منفی به نمایش در آمده است. بگونه ای که از میان 37 رابطه میان اعضای خانواده های به نمایش در آمده (شامل رابطه مادر فرزند، خواهر برادر و زن شوهر) 25 رابطه منفی (تضاد میان دوطرف)، 9 رابطه تفاهمی (عدم کشمکش با تأکید بر رفتار انفعالی زن) و تنها 3 رابطه مثبت (تأثیر میان دو طرف) بود. به گفته این پژوهشگر درک نکردن یکدیگر، خودمحور بودن و بی توجهی به دیگری، پرخاشگری و نداشتن قابلیت برای ایفای نقش، به ترتیب مهمترین علل ضعف رابطه میان اعضا به شمار می رفت.

این وضعیت در تلویزیون ایران تداوم داشته است چنانکه با گذشت سالها...


این وضعیت در تلویزیون ایران تداوم داشته است چنانکه با گذشت سالها و حتی تغییر در ژانر سریال ها، نتایج پژوهش ها مشابه همان مورد قبل بود.

پژوهش دیگر شهلا اعزازی(1380) بصورت تحلیل محتوای فیلم ها و سریال های تلویزیونی ایران برای کودک و نوجوان در سال 76-1375 بار دیگر به همین نتیجه رسید که روابط اعضای خانواده با هم به نحو مطلوبی به نمایش در نمی آید. وی با تقسیم روابط به 3 نوع همدلی، ضدیتی و جدا سازنده آنها را چنین تعریف کرد:

 

مقوله روابط همدلی: روابطی که باعث ایجاد صمیمت و نزدیکی میان اعضا می شود.

مقوله روابط ضدیتی: روابطی که باعث رو در رو قرار گرفتن و تعارض اعضای خانواده با یکدیگر می شود.

مقوله روابط جدا سازنده: روابطی که باعث ایجاد فاصله و دوری میان اعضای خانواده می شود.

نتایج این پژوهش نشان داد که فضای ضدیتی بر روابط میان فردی در خانواده حاکم است. به گونه ای که 58 درصد روابط ضدیتی، 31 درصد همدلی و 11 درصد جدا سازنده بود.

این نتایج تنها مختص تحقیقات این پژوهشگر نیست. بررسی که فاطمه قاسمی (1383) بر روابط میان فردی مرد و زن در سریال های تلویزیونی سالهای 82-1380 انجام داده است نیز نتایج بالا را تأیید نموده است. در سریال های مورد بررسی این تحقیق، شکل گیری ارتباط های میان فردی مرد و زن بیشتر براساس درگیری هیجانی و عواطف شدید افراد بوده است. در مراحل بعدی زندگی، با گذار از هیجان ها و کمرنگ شدن جذابیت های ظاهری، روابط زن و مرد فاقد هنجارهای اجتماعی مناسب (درک و پذیرش یکدیگر، خود افشاگری، بیان عواطف و ...) شده است. چنانکه در روابط گروه سنی میانسال و پیر، سطح ارتباط کلامی علاقه و محبت نسبت به گروه سنی جوان کمتر بوده، همچنین سبک ارتباط ناخوشایند (شیوه برخورد سرزنشی و تخطئه کننده یا متوقعانه) در روابط همسری، بیش از روابط غیرهمسری ملاحظه شده است.

مرور تحقیقاتی نظیر آنچه ذکر شد و توجه به سریال هایی که در حال حاضر از شبکه های مختلف سیمای جمهوری اسلامی ایران در حال پخش است، این فرض را به ذهن می رساند که اعضای خانواده های تلویزیونی (خانواده های بازنمایی شده در سریال های تلویزیون) فاقد مهارت های لازم در برقراری ارتباط با سایر اعضای خانواده هستند. همچنین ارتباطات خانوادگی در این سریال ها، ویژگی های یک ارتباط اثربخش را ندارند.

در اینجا لازم است ارتباط اثربخش و ارتباط ماهرانه به اختصار تعریف شوند:

ارتباط اثربخش: علی اکبر فرهنگی (1380) پنج ویژگی عمده برای ارزیابی اثربخشی در ارتباطات میان فردی بر شمرده است که شامل موارد زیر است:

- گشودگی[1]: که دارای سه جنبه است: اول خودگشودگی به معنای دادن اطلاعاتی درباره خود، دوم ابراز صادقانه اثر محرکات وارد بر خود و سوم اعلام تفکرات و احساسات خود به دیگری.

- همدلی[2]: به معنای درک کردن احساس دیگری و ایجاد حس مشترک با دیگری.

- حمایتگری[3]: به معنای ایجاد فضایی که توأم با هراس و تهدید و انتقاد و تهاجم و ضرب و شتم و ... نباشد.

مثبت گرایی[4]: نیز دارای سه جنبه است: اول داشتن حس ارزشمندی و احترام به خود و دیگری، دوم ابراز این حس در هنگام ارتباط و سوم داشتن حس خوشایند نسبت به خود ارتباط.

- تساوی[5]: به معنای وجود تساوی در شخصیت طرفین یا تأکید بر نقاط مشترک که نوعی تساوی است.

ارتباط ماهرانه: از نظر جولیا وود (1384) ارتباط ماهرانه، نقطه مقابل ارتباط ناشیانه است که در آن ارتباط به شکلی کارامد و مناسب برقرار می گردد. وی پنج مهارت مهم برای ارتباط میان فردی را به شکل زیر نام می برد.

- برخورداری از مهارت های ارتباطی گوناگون: به معنای داشتن مهارت های ارتباطی متنوع که در شرایط مختلف بکار می آیند. در ادامه، توضیح بیشتری در مورد آنها داده خواهد شد.

- تنظیم ارتباط: یعنی داشتن اینکه در هر لحظه کدام نوع ارتباط مناسب است. این امر با توجه به اهداف ارتباط گر، بافت و ارتباط گر صورت می گیرد.

- توجه به نقطه نظر طرف مقابل: در نظر گرفتن نظرات، عقاید، افکار و احساسات طرف مقابل که منجر به درک متقابل خواهد شد.

- بازبینی ارتباط: مشاهده و تنظیم ارتباط که معمولاً پیش و در حین تعامل صورت می گیرد و اجازه می دهد سبک ارتباط خود را با فرد مقابل تطبیق دهیم.

- متعهد بودن به ارتباط: یعنی صادقانه، نگران رابطه خود بودن و ارتباطی اخلاقی برقرار کردن، طرف مقابل را انسانی ارزشمند دانستن و با احترام قائل شدن برای احساسات خود، به ارتباط متعهد شدن.

اما مهارت های ارتباطی گوناگون شامل کدام مهارت هاست؟

هارتلی (1999) این مهارت ها را در 8 عنوان ذکر کرده  است:

-    ارتباطات غیرکلامی[6]

-    تقویت[7]

-    پرسش[8]

-    بازگرداندن[9]

-    مقدمه چینی و خاتمه دادن[10]

-    توضیح دادن[11]

-    گوش دادن[12]

-    خود افشاگری[13]

اگرچه این فهرست درباره مهارت های ارتباطی، متداول است اما قابل تغییر می باشد. مثلاً مهارت های دیگری مانند نفوذ[14]، ابراز وجود[15]، تعامل در گروه ها و رهبری[16] را نیز می توان به فهرست بالا اضافه کرد.

حال که توضیح مختصری در مورد ارتباط مؤثر و ماهرانه داده شد، می توان ادعا کرد که ارتباطات میان فردی در خانواده، به نمایش درآمده در سریال های تلویزیونی، چندان ماهرانه و مؤثر نیستند. این روابط ناکارامد و نامطلوب، نه اهداف برقراری ارتباط را برآورده می کنند و نه خشنودی و رضایت خاطر طرفین را بر می انگیزند.

اما آیا ارتباطات خانوادگی در ایران به واقع چنین است؟ یعنی این سطح از تشنج، درگیری، عدم تفاهم، ریاکاری و خشونت در زندگی خانواده های ایرانی وجود دارد؟

در پاسخ باید گفت: ما در تلویزیون با بازنمایی واقعیت سروکار داریم و سریال های تلویزیونی نه خود واقعیت که یک بازنمایی از آن هستند. به گفته استوارت هال(1997)از دیدگاه فرهنگی، بازنمایی بخشی از فرایندی است که با کمک آن معنا ساخته و میان اعضای یک فرهنگ خاص منتقل می شود. بازنمایی در لغت یعنی توصیف کردن، تصویر ساختن، نشان دادن، نمادسازی کردن یا نشانه چیزی بودن. به عبارت دیگر بازنمایی تولید معنای مفاهیم در ذهن ما از طریق زبان است. هال با مطرح نمودن زبان به عنوان یک نظام بازنمایی، آنرا مخزنی عمده از معانی و ارزشهای فرهنگی می خواند که می تواند باعث شکل گیری ارتباط و تفسیر مشابه جهان شود. او برداشتی عام از زبان دارد: ما در زبان از نشانه ها و نمادها استفاده می کنیم -خواه آنها صدا، کلمات نوشته، تصاویر الکترونیکی، نت های موسیقی و حتی اشیا باشند- تا مفاهیم، ایده ها و احساساتمان را به دیگران بازنمایانیم. (هال،2003: 1) این نظریه پرداز در ادامه چگونگی خلق معنی برای پدیده ها از طریق بازنمایی آنها را چنین شرح می دهد: با کلماتی که درباره آنها به کار می بریم، داستان هایی که در موردشان می گوییم، تصاویری که برایشان خلق می کنیم، عواطفی که به آنها نسبت می دهیم، روشی که آنها را دسته بندی و مفهوم سازی می کنیم و ارزش هایی که بر آنها می نهیم، به امور معنا می دهیم. (هال،2003: 3) بدین ترتیب سریال های تلویزیونی نیز با داستان سرایی درباره ارتباطات خانوادگی و نشان دادن تصاویری در این باره به بازنمایی این ارتباطات و معنا بخشی و تفسیر آن برای مخاطب می پردازند. 

سئوال اینجاست که چرا ارتباطات خانوادگی در سریال های تلویزیونی به این شکل بازنمایی می شوند؟ نقش عوامل تولید این سریال ها در این امر چیست؟ سیاست های صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران در این زمینه کدام است؟ 



[1] Openness

[2] Empathy

[3] Supportiveness

[4] Positiveness

[5] Equality

[6] non-verbal Communication

[7] rienforcement

[8] questioning

[9] reflecting

[10] opening & closing

[11] explanation

[12] Listening

[13] self-disclosure

[14] influencing

[15] assertiveness

[16] group interaction & Leadership


فرزانه نزاکتی