رئيس جمهور دستور خود را پس گرفت

دوستان با عرض شرمندگی؛از آنجا که نظراتتون در مورد ورزشگاه دير به دستم رسيد٬امکان استفاده از آنها در گزارشم فراهم نشد.اما گزارش چاپ شده را بخوانيد:

(در ضمن می دانيد که رئيس جمهور با عنايت رهبری ٬ دستور خود در مورد ورود زنان به ورزشگاه را پس گرفت.)

مثل سينما رفتن

190917.jpg

«اگر نگذارند توى ورزشگاه برويم، نبايد بگذارند به خيابان هم برويم. در ورزشگاه ناامنى  فوق العاده اى نيست. حداقل نه بيشتر از خيابان هاى ايران.» معصومه ناصرى يكى از ۳۰ زن و دخترى است كه ۱۸ خردادماه سال گذشته توانستند بازى ايران- بحرين را از روى سكوهاى ورزشگاه آزادى تماشا كنند: «عالى بود. حتى كسانى كه زياد هم اهل فوتبال نبودند هيجان زده شده بودند. تماشاى بازى از آنجا واقعاً جذاب است.» اگرچه اين روزها خيلى از مردهاى ايرانى از احتمال حضور زنان در ورزشگاه ها نگران شده اند و از نبود امنيت و فضاى فرهنگى لازم سخن مى گويند، معصومه ناصرى از خاطره آن روز حضورش در ورزشگاه به نيكى ياد مى كند: «هيچ گونه برخورد بدى با ما نشد. نه حرف بدى زدند و نه شعار غيرفرهنگى دادند. حتى بعضى از تماشاگران با ما همدردى مى كردند كه به سختى توانسته ايم وارد ورزشگاه شويم. درهاى خروجى ورزشگاه هم زياد است و ما آن روز از درى خارج شديم كه فشار جمعيت زياد نبود.» اوايل مهرماه سال ۸۳ بود كه اعلام كردند براى تماشاى بازى ايران- آلمان خانم هاى آلمانى مى توانند به ورزشگاه  بيايند اما خانم هاى ايرانى نه. معصومه ناصرى روزنامه نگار متاهل ۳۰ساله و هفت، هشت زن و دختر ديگر كه دلشان مى خواست مثل همجنسان آلمانى شان بازى را از نزديك ببينند، رفتند جلو ورزشگاه. اما نگذاشتند بروند تو. كتك خوردند و برگشتند حتى آن خانم چادرى كه با دختر و پسر نوجوانش آمده بود، نتوانست به قولى كه به بچه هايش داده بود، عمل كند و با ناراحتى زياد بچه هايش را به خانه برگرداند.
اما اوايل خردادماه سال گذشته درست چند روز قبل از برگزارى بازى ايران- بحرين بود كه نامه اى با بيش از صد امضا به استاندارى تهران رسيد.«ما زنان ايرانى قصد داريم از حقوق شهروندى خود در تماشاى مسابقات ملى استفاده كنيم. هر تمهيد امنيتى را كه لازم مى دانيد، لحاظ كنيد اما به ما اجازه بدهيد كه وارد ورزشگاه  شويم.» روز مسابقه همه چيز باز مثل سابق بود. نيروهاى امنيتى ۳۰ شهروند تهرانى را كه بليت خريده و تقاضاى ورود به ورزشگاه داشتند، به اين خاطر كه مرد نبودند، بيرون كردند. اما پاى يكى از اين زن ها لاى در ماند و مجروح شد. تجمع خبرنگاران در آن محل شايد عامل شكسته شدن اين قفل تاريخى بود. «پارچه هايى كه براى اعتراض به پاهايتان بسته ايد را باز كنيد. حجابتان را خوب رعايت كنيد و يكى يكى برويد تو.» مى گويند اين حضور آقاى خاتمى رئيس جمهور وقت در ورزشگاه بود كه پاى دختران ايرانى را به آنجا باز كرد.
دكتر  سيدحسن حسينى جامعه شناس و عضو هيات علمى دانشگاه تهران اينگونه سخت گيرى ها در مورد دادن آزادى هاى اجتماعى به زنان را ناشى از نگرش جنسى جامعه مردان ايران به زن دانست و گفت: «تصور اساطيرى بر اين  است كه زن موجودى  است كه مرد را در معرض گناه قرار مى دهد. پس بايد از محيط اجتماع جدا شود و فقط در خانه و متعلق به همسر خود باشد. در اين نگاه زن موجودى  است كه فقط به درد رفع نيازهاى جنسى و فرزندآورى مى خورد.»
وى افزود: «بعضى سعى كرده اند با يافته هاى علمى، از جمله تحقيقات روانشناسى، مردم شناسى و باستان شناسى هم ثابت كنند كه زن به نسبت مرد تمايل بيشترى به خودآرايى دارد و اين از همان عشوه گرى زنانه و وسوسه هاى شيطانى او ناشى مى شود. پس ما حق داريم كه زن را در پستو نگه  داريم. اين درحالى  است كه حتى اگر اين  را بپذيريم تمام پديده هاى طبيعى در قالب هاى فرهنگى قابل كنترل هستند و مى شود با نرم افزارهاى فرهنگى به اين تمايلات شكل داد. علاوه  براين، زن در جامعه اى كه به او نگاه جنسى مى شود و از جامعه دور نگه داشته مى شود، بيشتر به زيورآلات و آرايش روى مى آورد.»
معصومه ناصرى خبرنگارى است كه بارها براى تهيه گزارش و گرفتن عكس در ورزشگاه حضور يافته است. او و بسيارى از همراهانش براى رفتن به ورزشگاه، دليل شخصى ندارند؛ «ممكن است من به فوتبال علاقه نداشته باشم اما خيلى از خانم هاى اين مملكت دوست دارند مسابقات را از نزديك تماشا كنند. آن روز ما رفته بوديم تا اين حق را بگيريم. حق مسلم من و ساير زنان ايرانى.» در حالى كه اين چند نفر براى احقاق حق همجنسان خود مى كوشند، رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى معتقد است كه زندگى براساس روابط روستايى و قبيله اى كه در آن فقط اعضاى خانواده و خويشاوندان مورد احترام و توجه فرد هستند يكى از عوامل عمده رفتارهاى نامناسب با زنان شهرنشين در ايران است. دكتر سيدحسن حسينى گفت: «به رغم گسترش جمعيت شهرى ايران، نوع روابط هنوز روابط روستايى است و جامعه در حد قبيله متوقف مانده است. به همين دليل است كه رفتار شهروندان با زنانى كه در معابر مى بينند با زنان خانواده خود متفاوت است. ما هنوز نتوانسته ايم از آدم ها فهم عامترى داشته  باشيم. فهم ما از آدم ها بستگى به نسبت ژنتيك آنها با ما دارد در صورتى  كه جامعه جديد ايجاب مى كند كه فهمى فراتر از اين داشته باشيم. معانى ذهنى ايرانيان نسبت به زنان، سنتى است و تناسبى با جامعه جديد ندارد.»
به نظر معصومه ناصرى كسانى كه با آزادى ورود زنان به ورزشگاه مخالفت  مى كنند، فقط از سنت شكنى مى ترسند. او مى گويد: «اين مسئله برايشان يك تابو شده است وگرنه وقتى يك زن توى خيابان جلو چشم نيروى انتظامى يا حتى وقتى همراه خانواده است، متلك مى شنود، ممكن است همين اتفاق توى ورزشگاه هم بيفتد، فرقى ندارد. اما من دخترانى را مى شناسم كه به خاطر رفتن به ورزشگاه لباس پسرانه مى پوشند و سختى هاى زيادى را تحمل مى كنند تا بتوانند مسابقه را از نزديك تماشا كنند.
اگر مخالفان كمى چشم خود را باز كنند، مى فهمند كه دردسر و تحقير ناشى از چنين رفتارهايى بيشتر از حضور رسمى و قانونى يك عده زن در جايگاه مخصوص در ورزشگاه است.» به نظر مى رسد محروميت زنان ايرانى از بسيارى از امكانات تفريحى و ورزشى ريشه در ناتوانى مردان در اداره شهر دارد. دكتر سيدحسن حسينى، نبود ابزارهاى مناسب شهرنشينى مثل سيستم حمل ونقل جامع را يكى از عوامل تمايل به محدود كردن زنان در عرصه اجتماع عنوان كرد و گفت: «شهروندان نياز دارند در زمان معينى رفت و آمد كنند، اما از آنجا كه ما مترو و اتوبوس و تاكسى به حد لازم نداريم، زنان مجبور مى شوند از وسايل نقليه نامطمئن استفاده كنند و بدين ترتيب براى حضور يافتن در اجتماع امنيت كافى ندارند.» اين استاد دانشگاه تهران تاكيد كرد: «هرچند كه معتقد به كنترل هاى پليسى نيستم اما مى توان به زنان و دختران اجازه دفاع داد.
اگر دفاع مشروع زنان تصريح شود و زنان بتوانند از وسايلى چون اسپرى اشك آور استفاده كنند، خود مى تواند از بروز بعضى رفتارهاى مخاطره آميز جلوگيرى كند.» وى افزود: «براى حفظ امنيت زنان در جامعه بهتر است از خانواده شروع كنيم. پدر و مادر بايد با تنظيم رابطه ميان فرزندان دختر و پسر از آنها موجوداتى بسازند كه تجاوزكننده و تجاوزپذير نباشند. وقتى پسرها براى داشتن دوست دختر تشويق شوند و در عوض همه سخت گيرى هاى ما براى دختران است، نبايد انتظار جامعه امنى داشته باشيم.»
اما تلاش براى ورود زنان به ورزشگاه مسلماً يك خواست همگانى نيست. فاطمه كه دانشجوى سال  آخر رشته پژوهشگرى است و سابقه فعاليت در بسيج دانشجويى دانشگاه دارد، فضاى حاكم بر ورزشگاه ها را براى حضور خودش و ساير زنان نامناسب مى داند. وى اگرچه از حضور در مراسم افتتاحيه بازى هاى اسلامى زنان لذت برده است و به نظرش بسيار هيجان انگيز مى آيد، معتقد است كه «فضاى ورزشگاه ها سبك است و با وجود لحاظ كردن همه تدابير در شأن خانم ها نيست كه به ورزشگاه بروند. چراكه به هر حال جلو دهان آدم ها را نمى شود گرفت. تصور من اين  است كه در ميان كسانى كه به ورزشگاه مى روند، آدم هايى وجود دارند كه چندان مودب نيستند و حاضرند به خاطر تيمشان هركارى بكنند.» اين دانشجوى جوان كه چادر مشكى پوشيده و روسرى گلدار به سر دارد، حاضر است در كشورهاى خارجى به ورزشگاه برود. او مى گويد:« هيچ كس توى ورزشگاه هاى خارجى اذيت نمى شود. براى آنها عادى  است كه زن وارد ورزشگاه شود. اما در جامعه ما عادى نيست و چون محيط تا به حال مردانه بوده، حضور زنان در ورزشگاه مى تواند مشكل ساز شود.» فاطمه مى گويد: «اگر مسئله رفتن به دانشگاه بود، ارزش هزينه كردن را داشت اما براى حضور در ورزشگاه دليلى ندارد هزينه اى بدهيم، نمى ارزد.»
دكتر سيدحسن حسينى با اشاره به اينكه در ايران شوخى و خنده رويى دختر وحشت انگيز است، گفت: «شاد بودن زن در ايران به عنوان يك رفتار عشوه گرانه معنا مى شود. اين رفتار را براى پسران به عنوان طراوت و سلامت مى پذيريم اما براى دختران سبك سرى تعبير مى كنيم. در مورد امكان تخليه انرژى نيز تبعيض زيادى بين دختر و پسر وجود دارد و تفاوت در ميزان سرمايه گذارى ورزشى خود گوياى اين تبعيض است.»
رئيس موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى تاكيد كرد: «اگر اصرار كنيم كه حضور زنان در ورزشگاه فسادانگيز است، قطعاً بخش بزرگى از زنان ما به ورزشگاه نخواهند آمد و بخش ديگر هم به عنوان آدم هاى فاسد انگشت نما مى شوند. علاوه بر اين افراد حاضر در ورزشگاه هم به خود اجازه مى دهند كه به اين زنان توهين و فحاشى كنند.» وى افزود: «مادامى كه زنان به خاطر نوع پوشش در جامعه به عنوان فاسد و بدكاره معرفى شوند، اينگونه به جامعه القا مى شود كه به خاطر سليقه متفاوت فرد در لباس پوشيدن، مى توان به او توهين كرد.»
معصومه ناصرى و دوستانش اما به آينده تلاششان اميدوارند: «همه اينها حل مى شود. زمانى خانواده ها نمى گذاشتند دخترانشان بروند دانشگاه. حضور زنان در ورزشگاه هم قطعاً بعد از چند بازى طبيعى مى شود. درست مثل سينما رفتن.»
190989.jpg
شرق:جمعه۲۲/۲/۸۵


فرزانه نزاکتی